.

ای خدای پاک و بی انباز و یار
دستگیر و جرم ما را درگذار

سلام
مرا آبان صدا بزن..
مرز خیال ..رویا ..واقعیت ...مشخص نیست ..
گاهی تمرین نوشتن است ..فقط ..

پیوندها

برای هم بنویسیم ..هزار هزار سئوال در من است ..

سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۳۹ ب.ظ

پیوند آسمانی امام علی(ع) و حضرت زهرا(س)/ طرح گرافیکی

روان شناس ها یک تئوری دارند 6 ماه آشنایی برای ازدواج ...

شما موافق اید ؟ به عنوان یک دختر مذهبی می تونید این مسئله را بپذیرید ؟ 

اصلا به نظر شما چقدرزمان لازم است که طرف مقابل را بشناسید ..امار بالای طلاق چه چیزی را اثبات می کند ..

نگرانی های زیادی وجود دارد ...به نظرم پسرها به سادگی می توانند  این حرف را بزنند ...

اما من دخترهای زیادی را می شناسم که از این مسئله ضربه خوردند 

صیغه محرمیت ،این یکی را به شخصه مخالفم حتی اگه نخواهم مذهبی فکر کنم ...و جنبه های حقوقی و اجتماعی را در نظر بگیرم این مسئله ریسک بالای دارد و به نظرم اشتباه است .....

به هزار یک دلیل حقوقی ،از بحث مهریه بگیر  تا هزار مشکلی که برای یک دختر ممکن است پیش بیاید ..

من داستان دختری را شنیدم که که در زمان صیغه محرمیت حامله شد و پسر او را به سادگی رها کرد ..من داستان های زیادی را شنیده ام ...خوب ..بد ..خوشبختی ..بدبختی ...فرمولی ارائه نمی دهم من نظرم را نوشتم ..

برایم بنویسید نظرتان را .....

این پست صرفا دغدغه ذهنی دختری است ،که شکست خوردن دو دوست را توی این تابستان دید ..

برایم بنویسید ..برای همدیگه بنویسیم ..که تجربه هایمان  را شریک شویم ..

پ ن : سالروز پیوند اسمانی حضرت علی (ع) با فاطمه (س) برترین بانوی جهان مبارک :))

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۲۴
آبان

نظرات  (۴۱)

۲۴ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۲۶ خانوم زرافه
صیغه که اصلا ، یه بعله برون خیلی خصوصی بگیر در حدی که بتونید نشون کنید و بتونید تا حد زیادی با هم حرف بزنید یه مسافرت کوچک خانوادگی با هم برید دو تا خانواده ها باشند تا بتوانید در مورد آداب و رسوم و راوابط و قوانینی که در خانواده شون وجود داره بیشتر مطلع بشید .. زیاد با هم بیرون نرید که دیگران شما رو با هم ببینند و اگه نشد ضربه بخورید هر نوع بیرون رفتن و کنار هم بودن رو با خانوده ها انجام بدید تا بعدا کسی حرفی نزنه فقط هم خانواده خودت و خانواده اون .. نه دختر خاله و عمه و دوست و همسایه .. فقط خودتون .. موضوع را تا زمانی که به قطعیت نرسیدی علنی نکن و توافق کنید که انگشتر نشان رو یا استفاده نکنید و یا در دست راست بندازید و اصلا هیچ تغییر ظاهری هم نداشته باشید جلوش حجاب داشته باشید و اصلا باهاش تنها نمونید در هیچ مهمانی خانوادگی یا جشن و مراسمی که تعداد زیادی از فامیل و آشناها حضور دارند با هم نباشید .. مردها وقتی چیزی رو راحت در دسترس داشته باشند برای تصاحبش حریص نمیشند پس اصلا دم دستی نباشید .. موفق و خوشبخت باشید .. 
پاسخ:
چیزهایی که نوشتید واقعا خوب بود ..
موافقم همه چیز باید خصوصی باشه ...
گفتم که این پست صرفا یک همفکری ساده است ...
ممنونم بابت وقت که گذاشتی و حرفات ...
مردها وقتی چیزی را راحت دردسترس داشته باشند حریص نمی شوند ..موافقم بااینکه تجربه ای ندارم ..
ممنونم :)
همیشه در مورد احساس منطقی حرف زدن سخته....
+ من خودم به نظرم برا ازدواج دختر و پسر با هم دوست باشن.(دوستی مثبت) و با مشورت خانواده پیش بره. وقتی به تفاهم رسیدند خانواده ها با هم آشنا بشن.
هرچند باید در نظر گرفت که دختر و پسر از قبل شرایطی رو که میدونن موافق خونوادشونه ، طرفشون داشته باشه . یا شرایطی که مخالفن ، نداشته باشه.

+ به هر حال به نظرم ازدواج یه پیش آمده که میشه با تدبیر خوب پیشش برد.
+ البته در هر مواقعی استشنا وجود داره.

+ منم با صیغه ای که برا آشنایی باشه مخالفم.

+در مورد طلاق هم خلا صه اینکه به نظرم اشتباهه طلاق گرفتن. امروزه طلاقها دلیلش قابل حله. هرچند این روزا تا موضوعی پیش میاد میگن دیگه درست بشو نیست و طرفین خودشون رو حق ب جانب نشون میدن و ترجیح میدن جدا بشن تا اینکه سازش کنن.
طلاق برای وقتیه که واقعا دلیل مشاجره شون قابل حل شدن نباشه. مثل اعتیاد به مواد های روانگردان... خیانت غیر قابل گذشت....
 

پاسخ:
راستش من همیشه دلم می خواست در مورد ازدواج منطقی نباشم ..عاشقانه رفتار کردن یک جورایی بیشتر کیف می دهد ..
خیلی موافق نیستم ..دوستی را ..نظرت محترم است و ممنون 

واقعا اکثر  طلاق های امروز الکی الکی است ...
+ ســــــــلام آبانم...
خوبی...
+ جزا و جرم شناسی قبول شدی ؟؟

چه خوب... تبریک میگم...
پاسخ:
سلام رفیق ..
بله ..مرسی :))
به نظر من باید بعد شناخت یه سری اخلاقیات اولیه ی طرف مقابل عقد دایم کرد یا اگه فکر می کنن توی چند جلسه صحبت کردن و تحقیقات شناخت کافی  ممکن نمیشه حداقل در دوران نامزدی  رفت و امد ها کنترل شده و خانوادگی باشه . 
پاسخ:
دوران نامزدی یعنی دوران قبل عقد دائم ..خیلی استرس داره به نظرم ..
ممنونم از حرفات :))
۲۴ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۵۶ نیمه سیب سقراطی
صیغه که اصلا و ابدا !!! اصلا کلمه ش برام بار منفی داره !
همون 6 ماه آشنایی به نظرم بهترین گزینه ست ، البته خانواده ها در جریان باشن و جلسات آشنایی با چهارچوب باشه ... 
کلا خیلی سخته ! انتخاب ، اعتماد ....
+
نظرات خانم زرافه خیلی خوب بودن ، باهاشون موافقم :)
پاسخ:
پسبه نظرت 6 ماه اشنایی بهترین گزینه است ...
خیلی سخت به نظرم ..
واقعا خوب نوشتند .. خانم زرافه :)
+ منم منظورم همونایی بود که خانم زارفه گفت. دوستی که من میگم یعنی آشنایی.
 تا وقتی دختر و پسر همدیگه رو نبینن و از هم خوششون نیاد که نمیشه.
حالا یا فامیلی...یا دانشجویی... یا همکار... یا حتی پیشنهاد کسی بوده باشه.
وقتی دوست باشن که گفتم مثبت. یعنی همون که بیرون برن با اجازه خونواده و همون حجاب متعارف خودشو رعایت کنه. گردش خونوادگی برن.

+ ما توی شهرمون صیغه نداریم... بعد از آشنایی و رفت و آمد ... بله برون میگیرن... عقد میکنن.معمولا محضری با پذیرایی کم. مهمونای درجه یک فامیل. بعد از چند وقت عروسی میگیرن.
ما اون دوران نامزی که معمولا شهرهای تهران و بقیه دارن رو نداریم. در عوض به دوره عقد نامزدی میگیم. که معمولا با اینکه زن و شوهر هم هستن شرایطی که پدر عروس میگه رو رعایت میکنن. تا موقعی که جشن عروسی گرفته نشه.

پاسخ:
اهان ..
درست میگی ...مرسی که توضیح دادی :))
عزیزم منم منظورم از دوران نامزدی قبل از عقد دایم بود. 
پاسخ:
ممنون که برام توضیح دادی :))
نظرت در مورد 6 ماه نامزدی چیست؟  
6 ماه آشنایی؟ !! زیاده
پاسخ:
پس موافق نیستی.. ممنونم که برام نوشتی :))
۲۵ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۰۴ رها مشق سکوت

من موافق شش ماه آشنایی و رفت و آمد در حضور و با اطلاع اعضای درجه ی یک خانواده هستم، البته بدون صیغه و عقد، و بدون اینکه به بقیه اطلاع داده بشه، و همزمان با طی این دوره ی مشاوره ی قبل از ازدواج هم حتما داشته باشن. و واقعا رو این زمان به عنوان شناخت و نتیجه گیری در مورد همدیگه استفاده کنن

یه دوستی داشتم که با پسری تو دانشگاه آشنا شده بود، و خانواده ی پسر اومدن خواستگاری، و با اینکه ساکن شهر دیگه ای بودن، قرار گذاشتن خانواده ها با هم تا یک سال در ارتباط باشن، و حتی از این شهر به اون شهر خونه ی همدیگه هم رفت و آمد میکردن و سفر هم میرفتن، ولی هیچ کس، به جز پدر مادر، خواهر و برادر دو طرف در جریان این قضیه نبود.

خیلی سبک و شکل رابطشون رو دوست داشتم و خیلی خوب داشتن پیش میرفتن متاسفانه دیگه بی خبر موندم ازشون تا ببینم الان در چه وضعیتن

پاسخ:
چقدر بند اول را خوب نوشتی ..
واقعا ازدواج دونفر از دوتا شهر مختلف خیلی ریسک بالایی داردولی واقعا خانوده هاشون روشن فکر بودند ...
ان شاالله الان ازدواج کردند و خوشبخت هستند :))
توى این دور و زمونه شیش ماه خیلى هم کمه. حالا کم نه،، خوبه
اما درمورد صیغه هم موافقم ولی خود دختر هم باید حواسشو جمع کنه،،
حالا با اطلاع خانواده، دختر و پسر بیرون برن، بچرخن...
به قول یه دوستى، به دخترا میگفت با پسر خواستگارت بیرون برو، برخوردش با مردمو ببین، دوستاشو ببین، رانندگى و اعصابش رو ببین. بالاخره چهاربار که برى، (هم پسر، هم دختر) دعواکردنش و فحش دادنش و خوشحالیش و ابراز احساساتش و  خرج کردن پولشو (مدیریت مالى) و... خیلى چیزا رو نشون میده.
آدما معمولا توى دو یا سه بار برخورد ، خودشونو مدیریت میکنن، اما بیشتر که بشه، نمیتونن ظاهر سازیه زیادى بکنن. البته به هوش طرف مقابل هم بستگى داره، 
و البته درمورد همه ى اینا هم استثنا هست، اما باید مواظب بود تجربه دوستات هم باعث بدبینى و افراط و تفریط نشه!
پاسخ:
 شش ماه ..
تو هربار بیرون رفتن اختمال اینکه دختر توسط دیگران دیده شود زیاد است ..وقتی هیچ کس به جز خانوده ها خبر نداشته باشه استرس بالایی دارد ...یک جور وابستگی عاطفی به وجود می اید ..
ولی واقعا موافقم ادم ها اولش همه خودشون را مدیریت می کنند ولی بعد از یک مدتی از ظاهر سازی خسته میشند ..
شاید هم من بدبین شدم !

همیشه ب این فکر میکنم چ جوری میشه ک ما آدما حلال خدا رو حروم میکنیم و حروم خدارو حلال. وقتی قراره خونواده ها در جریان باشن غیرت پدر و برادر کی میتونه قبول کنه ک دخترش 6.7ماه با ی پسره نامحرم باشه. اینکه صیغه جاری بشه بنظرم ن تنها عیبی نداره ک خیلی ام خوبه. ولی برای اینکه مشکلی پیش نیاد مهمترین نکته اینه ک دختر سفت باشه. بنظرم این تفکر ک صیغه حتی با نظارت و اجازه خانواده ها اه و پیف اصلا درست نیست. تو جامعه ما خیلی سنت ها و آداب بد وجود داره چون من درآوردیه ما آدماس ولی این بدتره ک قانون و سنتی ک خدا برامون قرارداده رو منفور بدونیم. ولی در مجموع با آشنایی قبل از ازدواج موافقم چون این دوره زمونه شرایطی نیست ک بخاییم چشم و گوش بسته وارد ی زندگی بشیم.
پاسخ:
واقعا من هم قبلا فکر میکردم خوب صیغه جلوگری میکنه از یک امر حرام اما راستش به شدت می ترسم ..
سفت بودن دختر را می گذارند پای سرد بودن ...پای گرم نبودن ..
خیلی شرایط سختی است به نظرم ..نمی دونم واقعا ..
۲۵ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۳۰ فاطیما کیان
خانم زرافه عالی نوشتین :)
قبلا فکر میکردم صیغه چیز خوبیه بعد که سنم بالاتر رفت و از دختر های اطرافم داستان های کلاه رفتن سرشون یا همین کلاه شرعی رو شنیدم ک چطوری طرف بعد تموم شدن صیغه زیر نامزدی زده و به دختره ضربه ی روحی خورده , دود از سرم بلند شد که چشم به چشم نباید اطمینان کنه , توی چارچوب خانواده ات و با همکاری با هاشون راحت میشه طرف رو نسبی شناخت به نظرم به مشاوره هم برید برای شناخت بیشتر کمک عالی ای هست ...ازدواج سخته ازدواج خوب با ادمی خوب سخت تر ... امیدوارم هرکسی ادم درستی رو برای زندگیش از راه درستی انتخاب کنه
پاسخ:
اره من هم قبلا فکر می کردم چیز خوبی است ...
واقعا به نظرم حضور خانوده ها باعث دلگرمی دو طرف میشه ..
مشاوره به شدت موافقم 
به نظرم هر کی باید سبک متناسب با خودشو برای آشنایی پیدا کنه، با توجه به روحیات خودش، سلایق خونوادش، هنجارهای شهر و محله اش و ... .
ولی یک چیزی همیشه ثابته. اون هم این که دوره ی آشنایی شیش سال هم که طول بکشه و دو طرف نخوان نشانه ها رو جدی بگیرن آخرش هیچی جز وابستگی نیست و یک ازدواج احتمالا ناموفق نیست
پاسخ:
واقعا ادم ها اگه بخوانند نشانه ها را ببیند تو چند ماه هم میشه دید ..اما اگه نخوانند چشم هایشان روی همه چیز می بندند ...:)
زیرنظر خانواده به نظرم حداقل باید یک سال رفت و آمد کرد (بدون تعهد)
البته این نظر منه، تازه چند جلسه بازجویی و کنکاش هم باید از پسر عمل بیاد توسط پدر یا یکی از مردان آدم شناس فامیل:)
یه پا تحلیل گر و روانشناس الکیم براخودم:)
پاسخ:
یک سال ...واقعا تو یک سال میشه هیچ تعهدی برای دوطرف نباشه ...
ولی با جسله پدر با داماد به شدت موافقم :)))
خیلی خوب نوشتی روان شناس :))
6ماه خوبه. البته نمیشه دقیق تاریخ و مدت تعیین کرد. یه وقتی هست تو 1ماه از ریز هم خبردار میشن و کنار میان یه وقتی هم هست تا یه سال.
یه چیزی که خیلی مهمه سفررفتن و بیرون رفتنه. با اطلاع خانواده ها! سفر حتما خانوادگی باشه ولی بیرون رفتنا همیشه خانوادگی نباشه بهتره. مثلا پارک و رستوران و کافی شاپ و حتی خرید! مخصوصا خانوما باید یه بار با طرف خرید برن. خب خرید واسه خانوما مثل نفس کشیدنه دیگه! ;)
ولی به نظر من مهمترین چیزا تو این مدت یکی اینه که فامیل اصلاااا خبردار نشن و یکی اینکه به قول یه روانشناسه تو تلویزیون هردوطرف واقعا قبول داشته باشن و یادشون نره که هنوز زن و شوهر نیستن. واسه دخترا که دل نبندن و واسه پسرا که تقاضاهای محیرالعقول دوران ازدواج رو تو نامزدی نخوان که وقتی با یه نه محکم روبرو شدن از دختر دلسرد نشن.

درباره صیغه هم راستش خودمم دو دلم. از یه طرف مثلا دلم میخاد قبل عقد همسرم هم منو تو لباس عروسای مختلف ببینه و نظربده و بالعکس که شب جشن همونی باشیم که هردومون دوست داریم، که به خاطر اعتقاداتم بدون محرمیت طرف مقابل نمیشه. از یه طرفم حس میکنم وقتی صیغه پیش بیاد میشه همونی که دوطرف توهم زن و شوهری میزنن و دیگه فکر میکنن هیچ مرزی نیس و بعدش دردسر میشه. یه گزینه هم اینه که بین عقد رسمی و جشن بعدش فاصله باشه که بعید میدونم مامانم راضی بشه دخترش تو محضر و خیلی ساده و خصوصی عقد کنه. از عقد محضری متنفره! میگه مال مطلقه هاس :/

ضمنا، من دوست دارم فقط یه بار جشن بگیرم، ترجیحا اون یه بار عقد باشه که ساده تر و خصوصی تر و کم خرجتر برگزار میشه. بعدم بعد از یه فاصله زمانی کوتاه فقط در حدی که کار و بار جهیزیه و خونه گرفتن حل بشه بریم سر زندگیمون.
پاسخ:
چقدر خوب نوشتی ..خوب بعد 6 ماه احتمال وابستگی عاطفی خیلی خیلی زیاد است ...
احساس می کنم دختر تو اون 6ماه اگه بخواهد رسمی برخورد کنه متهم میشه به سرد بودن درحالی که واقعا این طور نیست ..
در بازه صیغه هم که خوب اگه مشکل لباس این ها باشه که خوب وقتی همه چی اوکی بود یه صیغه دو سه روزه برای لباس و عکس این ها بخونند خوب باشه ...
واقعا موافق کوتاهی دوران عقد هستم :)
صیغه؟؟ محاله! علاوه بر اینکه تو شهر ما کاربردی نداره و همه به دید منفی نگاش میکنن خود من هم شخصا باهاش مخالفم!
رسم ما اینه که بعد از چند جلسه خواستگاری یه مراسم کوچیک نامزدی با حضور خانواده های دو طرف، (فقط خانواده های دو طرف) برگزار میشه اون هم توی خونه ی دختر خانوم، بعد از چند ماه آشنایی و رفت و آمد خانوادگی (توجه کنید رفت و آمد خانوادگی) اگه به تفاهم رسیدن و مشکلی به وجود نیومد یه مراسم عقدکنون میگیرن با حضور اقوام دو طرف و در خونه ی پدر دختر و عقد دائم برگزار میشه، بعد از این بازم چند ماه صبر میکنن و در این مدت آقای داماد بدون اجازه ی پدر عروس خانوم حتا اجازه نداره دختر رو بیرون ببره! و هرچند که عقد دائم هستند اما دختر و پسر بدون اجازه ی پدر دختر حق معاشرت ندارند و حتی دختر بدون اجازه ی پدرش نمیتونه بره خونه ی پدری آقا داماد و اگه هم بره نمیتونه شب رو اونجا بگذرونه و باید برگرده خونه ی پدرش! چند ماه هم که به این شکل عقد بودن بعد یه مراسم مفصل عروسی میگیرن و میرن سر خونه و زندگیشون! توی این مرحله ست که داماد میتونه بگه این دختر، زنمه!!! یعنی توی مرحله ای که عقد دائم هستن ولی عروسی نکردن داماد به خودش جرات نمیده پیش خانواده ی دختر بگه این زنمه!!!! اختیارش رو دارم!!!!!!!
طلاق هم زیاد معنایی نداره، مگر به سخخخخخخخخختی!!! چون خانواده های لر طلاق رو مخصوصا برای دختر ننگی غیر قابل تحمل میدونن! هرچند که الان آمار زیاد طلاق خانواده های متعصب لر و کُرد رو هم درگیر خودش کرده!
جالبه بدونید توی خانواده های متعصب لر و کُرد وقتی زن و شوهر میرن خونه ی پدر دختر حتا اگه چندتا بچه هم داشته باشن نمیتونن کنار همدیگه بشینن!!! یعنی داماد پیش پدر و برادرای زنش جرات این کار رو به خودش نمیده!!!
پاسخ:
اون بند  اخر دیگه خیلی سخت گیری است ...بیچاره داماد ...
قبول نگاه جامعه به صیغه منفی است ..
رسمی که نوشتی را من هم دوست دارم ..یعنی به نظرم خیلی خوبه ولی خوب اینجا رسم خاصی غالب نیست ...همه شکلی دیده می شود ...
ولی واقعا این جوری تکلیف طرفین مشخص است ..
۲۵ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۱۴ سال های مرگ و پروانه شدن
6 ماه به نظر من حداقلش هست!
ببینید ما باید همپای  زمان پیشش بریم و گرنه به شکست بر می خوریم!
دهه امروز دیگه این دختر و پسر هستن که خودشون همدیگه رو انتخاب می کنند و ای کاش فرهنگ همه خانواده ها توی این مورد به این رشد می رسید و این مسیله رو می پذیرفتن. (منظورم این نیست که به حال خودشون هم رهاشون کنیم)- باید دیگه از سنت ها بیایم بیرون! اختلاف های زن و شوهر امروز اختلاف های سرد مهری و عدم تفاهم بین دو طرف هست.
دیگه مثل سابق نیست که طرف حتما باید معتاد باشه، یا خانواده رو رها کرده باشه و...
به هر حال یک ازدواج نیازمند یک دوره آشنایی هست- نیازمند یک دوره نامزدی هست- نیازمند این هست که عقد کنند ولی تا عروسی یه مدت فاصله بذارند- حتی حتی عروسی کنند ولی تا یه مدت بچه دار نشند. چون ما نمی تونیم یه شبه یک نفر رو بشناسیم و این شناخت ها ذره ذره انجام میشه!!
 


پاسخ:
دارم کم کم فک.ر میکنم  که واقعا 6 ماه لازم است چون تقریبا همه موافق بوند...اما خیلی استرس بالایی وجود دارد ..
نمی دونم.. واقعا ازدواج چیز خیلی پیچیده ای است.... شناخت ذره ذره به وجود می اید اما من از این می ترسم که وابستگی عاطفی به وجود بیاد ..وابستگی که درش امنیت و پایداری نیست :

ممنونم برای نظرت :)
۲۵ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۴۴ سیده زهرا میم
به نظر من صیغه ذاتا بد نیست ، ولی باید به آگاهی برسیم که مثلا اگه صیغه شدن دونفر ، قرار نیست همه کاری کرد ، این صیغه معمولا برای این هست که مثلا اون آشنایی از حالت دوست پسر دختری بیرون بیاد و یه خورده قضیه جدی تر باشه ! البته بخاطر همین عدم آگاهی ها و اینکه یه نفر تا صیغه می کنن فکر می کنند واقعا زن و شوهرن ، کسی زیر بار این موضوع نمیره مثلا پدر خود من واسه خواهرام با صیغه مخالفت شدید کرد ، حتی گفت عقد و عروسی با هم باشه !

و در کل با کامنت اولی موافقم (:
پاسخ:
ذاتش که واقعا بد نیست ولی اگه نشه ..اگه اون رابطه نشه بریا دختر ضربه خیلی سختی است ...
وای عروسی و عقد باهم ...خیلی شجاعت میخواهد به نظرم ..
در کل کامنت اول بیشترین رای را اورد خخخخ
۲۵ شهریور ۹۴ ، ۱۱:۵۶ عرفـــــ ـــان
به نظرِ من که اصلا دلیلی نداره این همه آشنایی طول بکشه ...
فوقش چند جلسه خواستگاری صحبت میکنن ...
چون هر چی بیشتر بشه دیگه میره تو یک فازایِ دیگه و به زور میخوان حرف برایِ گفتن داشته باشن یه چیزایی رو میگن که اصلا قبلِ ازدواج نیازی نیست در موردش صحبت بشه ...
برایِ همین تا حدودِ زیادی جذابیت هایِ بعد از ازدواج از زندگی گرفته میشه و هیچ چیزِ جدیدی نمیمونه که دوست داشته باشن از هم بفهمن ...
همین آشنایی هایِ قبل از ازدواج انقدر پیش میرن توش که دیگه پسرِ میگه من که همه استفاده هایی که از یک دختر میتونستم رو کردم دیگه چرا باهاش ازدواج کنم میرم سراغِ یکی دیگه ...
با این موضوع موافقم که میگن بعد از ازدواج علاقه خودش به وجود میاد ...
فقط یه سری چیزایِ کلی به هم بخوره بقیش دیگه بعدِ ازدواج !
هر کسی با چند تا کلمه عاشقانه و حرکت عاشقانه خب عاشقِ طرفش میشه دیگه کارِ عجیبی نیست که !
بعضی وقتا این صحبت هایی که مثلا برایِ آشنایی بیشترِ انقدر زیاد میشه که میرن تو جزئی ترین مسائل و به خاطرِ همون چیزِ جزئی که هیچ ربطی به موفقیت زندگی مشترکشون نداره قیدِ طرف رو میزنن !
خلاصه به نظرِ من آشنایی قبل از ازدواج در حدِ همون چند جلسه خواستگاری و صحبت کردن با هم که از طریقِ خانواده اس کافیه ...
این که به هم زنگ بزنن و اس ام اس بدن برایِ آشنایی بیشتر ...
یا برن بیرون با هم که بیشتر با هم آشنا بشن ... اینا به نظرم اصلا جالب نیست ...
البته من تجربه خیلی کمی دارم ، تجربم تا این لحظه از زندگیم رو نوشتم شاید دو روز دیگه نظرم برگرده :)
پاسخ:
به شخصه با خیلی از حرفات موافقم مخصوصا انجایی که گفتی :بعضی وقتا این صحبت هایی که مثلا برایِ آشنایی بیشترِ انقدر زیاد میشه که میرن تو جزئی ترین مسائل و به خاطرِ همون چیزِ جزئی که هیچ ربطی به موفقیت زندگی مشترکشون نداره قیدِ طرف رو میزنن !
اما به نظرم رفتن بیرون و تلفن و...واقعا لازم است ..
ممنونم که نظرت را نوشتی ...
۲۵ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۱۸ سال های مرگ و پروانه شدن
صیغه دیگه چیه؟؟؟؟؟؟ 
وقتی به همه تاریخ زندگی بشریت توی همه دوره ها نگاه می کنیم ، می بینیم که آدم ها وقتی میخوان ازدواج کنند یه عهد و پیمان می بستند برای همیشه!!!! این دیگه دایم و موقت نداره!



پاسخ:
چقدر خوب ...
دایم وموقت نداره ...عهد پیمانی برای همیشه ..
منم با صیغه مخالفم. مدت زمان آشنایی بستگی به مدار شناخت طرفین از هم داره....
پاسخ:
مرسی که برام نوشی ..هوم بستگی به سناخت طرفین متغییر است 
به شخصه با صیغه شدیدا و قطعا مخالفم...
من از ازدواج هایی که زود زود و تند میخوان سر و ته ماجرا رو هم بیارن بدم میاد
به نظرم ماه ها دختر و پسر با اطلاع خانواده، با رعایت یک سری شئونات باید با هم در ارتباط باشن(به این شرط  این که حواسشون باشه وابسته نشن و شرط بذارن تهش اگه یکی از اون یکی خوشش نیومد طرق مقابل ادعا نداشته باشه که تو منو مچل کردی:|) و اینکه کلا ماجرا سکرت باشه و کسی غیر خانواده ها ندونه

پاسخ:
واقعا ای دا ..به نظرم یک دختر به سادگی دل می بندد ان هم دختری که قبل از وارد شدن به یک رابطه هیچ رابطه اشتباهی نداشته ...
واقعا میشه کسی 6 ماه از عمرش را بگذاره و طرف به سادگی بگه خوشش نیامده ؟ 
تو نظرات برخی ها اشاره کردند ..انقدر به جزییات بی اهمیت دو طرف دقیق می شوند که دیگر نوبیت عشق نمی رسذ ..
مگه میشه 6 ماه باکسی در ارتباز باشه و هیچ کس نبیند ..نفهمد ..
سلام
اینروزا همه اعتقاداتم در مورد این مساله زیرورو شده و انگار دیگه هیچ ایده ای ندارم.
باید شناخت قبل از عقد بوجود بیاد باید، حالا این شناخت چطور بوجود میاد؟ با صیغه که اسمش هم بار منفی داره چه برسه به خودش، با 6 ماه اشنایی؟ قراره تو این 6 ماه روابط به چه صورت باشه؟ مسلما در چارچوب اعتقادات رسمیه خوب بنابراین اون شناختی که باید بوجود نمیاد چون طرف در یک رابطه رسمی هرچند چندین ماهه خودشو لو نمیده و اگر رسمی نیست بازهم اون شناخت کامل بوجود نمیادو حالت خوشایندی نداره و چندین ماه رابطه برای شناخت چه مشکلاتی بوجود میاره؟ یه نوع وابستگی یا علاقه که باعث میشه طرف اون چیزایی رو که باید ببینه 
نبینه، اگر هم چند جلسه خواستگاری و صحبت باشه مسلما ساده ترین مساله که
 داشتن ادبه رو نمیشه تشخیص داد، وای به حال موقعی که بقول یکی از دوستان 
نخوایم یکسری از نشانه ها رو هم ببینیم اتفاقا بعد از عقد چشمها به اون نشانه ها 
کاملا باز میشه! 
من همه نظرات رو نخوندم اما یکی از دوستان گفته بودن مادرشون با عقد محضری 
موافق نیست به دلایلی که گفته بودن منم کاملا باهاشون موافقم به همون دلایل، ان
دلایل رو میشه به جمله اخر نظری با نام زرافه مرتبط دونست، دردناکه اما اکثر 
خانواده های اقایون چنین نگرشی دارن اینطور ارزش گذاری میکنن.
دوست دیگری گفته بود طلاقها الکی شده شاید کسی از بیرون به زندگی ای که به 
طلاق انجامیده نگاه کنه و این حرفو بزنه اما نمیتونه از تحقیر و بی حرمتی و بی 
احترامی به شخص و خانوادش  که از طرف مقابل انجام میشه نگاه کنه، متاسفانه 
جامعه با سرعتی بالا به سمتی رفته که اقایون و خانوادشون از مرتبه ای بالا به دختر 
نگاه میکنن( در صورتیکه واقعا اینچنین نیست) و یک دختر رنج و غم بی نهایت 
طلاق رو دربرار حقارت و بی حرمتی انتخاب میکنه.وگرنه هیچ دختری ازدواج نمیکن
ه که براحتی طلاق بگیره.
و در رابطه با مشاوره چندین مورد دیدم که مشاوره قبل از ازدواج داشتن و برای ازدواج با هم تایید شدن اما یا متاسفانه طلاق گرفتن و یا زندگی پر تنشی دارن.
امیدوارم خدا به همه در انتخاب و زندگی و کسب ارامش و تعالی کمک کنه و هیچ کس رو با شکست امتحان نکنه. برای شما و همه دوستان ارزوی خوشبختی میکنم.
پاسخ:
سلام 
چند خط اولی که نوشتید دقیقا تمام نگرانی های من است ..اگر رابطه در چهارچوب رسمی باشد هیچ چیز معلوم نمیشود ...ازدواج خیلی شجاعت ..خیلی صبر می خواهد ...
موافقم مشاوره قبل ازدواج هیچ چیزی را تضمین نمی کنه ...هیچ چیز ...
و موافقم که خانواده پسر نگاهی از بالا به دختر دارند درحایل که واقعا هیچ برتری درکار نیست ! 
چقدر خوب نوشتید و..واقعا ممنونم :))
خدا ..باید بسپاریم به خودش ...خدا بهترین است ..:)
سلام آبان جان
خوبی؟
خیلی دلتنگتون شدم.
ان شالله همیشه موفق باشی و شاد و سلامت.
راجب این موردی که ذکر کردی. من هم این تاسبتون شاهد شکست دوستم بودم. و خدا رو شکر که قبل از عقد دایم یه دوره نامزدی سه ماه و نیم ه داشتند. این دوره خیلی مهمه. طرف مقابل راحت خودشو نشون میده. چه خوب چه بد. ببین تا یک ماه نهایتا دوماه میتونه نقش بازی کنه. ولی بعد مشخص میشه که چطوره. من با رابطه قبل از عقد موافقم ولی 6ماه زیاده. در حد 4 ماه کافیه.
و اینکه همیشه نباید با خونواده ها بیرون رفت. چون خیلی چیزها هست که جلو خونواده ها نشون داده نمیشه.
پاسخ:
سلام ساقی جان ..
کجایی دختر ؟ چرا این قدر بی خبری ؟ 
در حد 2 یا 3 ماه من هم موافقم ...
و به شدت موافقم که ادم ها جلوی خانواده خیلی خودشون را نشون نمی دهند ..
ساقی ..چرا نمی نویسی ؟
والا اون زمان که من ازدواج کردم ازین بحثا نبود :|
جوونای الان عجیب غریب شدن :|
پاسخ:
پس خوش به حال زمان البرت کبیر ..:))
هیچ وقت دوست ندارم راجع به قانون های قضایی یا فتواهای من در آووردی بعضی از آدمهای به اصطلاح مجتهد فکر کنم فقط برای مردم امیدوارم که خودشون باشن و آدمها رو بی منت دوست داشته باشن ... خیلی وقت ها مشکلات اینجوری از خودمونه از دست کم کرفتن خودمون ... تمام شد عشق واقعی ... عشق عارفانه مسلک تمام شد دنیا رو بوی تعفن عشق امروزی داره پر میکنه عشقی که فقط شکست داره ... یکروز همه خسته میشیم ...
پاسخ:
زینب جان چقدر تلخ نوشته بودی ..
شعار نمی دهم ..اما امید به بهبود جهان همیشه هست ..
دختر به دنیا امید داشته باش و...به ادم هاش ..به معجزه عشق ...

من که تجربه ای ندارم (اطرافم هم شاهد همچین چیزی نبودم) پس نظری هم ندارم ترجیح میدم نظر دوستان رو مطالعه کنم :دی
پاسخ:
مرسی عزیزم :)
۲۷ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۵۵ دختر همساده
میدونی آبان من یه دختری بودم از اول که کله ی خر خورده بودم.
با شوهرم دوست بودم.یه سال از دوستیمون رو چندین بار اومد شمال و همدیگه رو دیدیم.برخلاف خیلی های دیگه تو اون ساعتهایی که با هم بودیم هرگز جز دست تو دست هم قدم زدن هیچ خلاف دیگه ازمون سر نزد.ولی میدونم که مردونگی و غیرت از اون بود.یعنی اگه به من بود که هیچی...  چون همیشه به نظرم عشق ارزش هر ریسکی رو داشت.البته الان نظرم با توجه به نتایج رابطه های نافرجام دور و برم کاملا عوض شده ها.. چون یه سری آدم هستند که واقعا هم نمیشه تشخیص داد صداقت یا نادرستیشون رو اما نتیجش میشه بی اعتبار شدن عشق!

نظرم اینه در هر شرایطی آشنایی اولیه حتما لازمه.اگه آدم یه خانواده ای داشته باشه که بتونه مطرح کنه و راهنمایی بگیره که فبها اما اگه خانواده بشدت خشک و متعصب و سنتی هستن من خودم با عقل الانم باشم درجریان نمیذارمشون اما خودم حواسم رو به مرزها جمع میکنم.
حتی بعد خواستگاری برای عقد بنظرم حداقل باید سه ماه بدون صیغه ی محرمیت فرصت داشت.و باید دختر خانم و آقا پسر آگاه باشن که این دوره برای شناختنه.برای باقی مسایل که صیغه میشه مجوزشون وقت بسیاره. والا
و حتی با یهوو عروسی کردن موافق نیستم حتما باید فاصله ی شش ماهه ای باشه باز هم با رعایت مرزها...
و اینکه بنظرم حتی تا سالها بعد ازدواج هرکی بگه همسرمو کاملا از هرجهت میشناسم در اشتباهه... خیلی زمان میبره... اندازه ای که کنار یه آدم پیر بشی :)
ببخش چونه درازی کردم
پاسخ:
نمی دونم ادم ها چطوری به قاطعیت میرسند ..خیلی فرایند سختی است ...
ان شاالله همیشه خوشبخت باشی :))
به نظرم در جریان بودن خانواده ها خیلی مهمه ..
مرسی عزیزم از حرفات 
من میخوام خیلی کلی بگم بهتر هست با شعور تصمیم بگیریم و ازدواج کنیم و 
بعد از ازدواج با شور زندگی کنیم.همین
پاسخ:
با شعور تصمیم بگیریم و با شور زندگی کنیم ..
می ترسم اون شور بعد به وجود نیاد ..
تبریک بابت پست پایین
پاسخ:
مرسی عزیز دل 
ای خواهرررررر
ما دخترا که 6ساعته هم دل میبندیم 6ماه که سهله

هعییییی روزگاااار



+هرچی بدبختی و بیچارگی میکشیم ما دخترا مثلا همین سریع دل بستن همه اش به خاطر مشکلات روانیِ که جامعه لطف کرده از روز اول تولد لقمه گرفته گذاشته دهنمون.
مهمترینش همین که دختر همیییشه باید یه حامی مرد داشته باشه تا بذارن گلیمش رو از آب بکشه بیرون. تنهایی میتونه ها! ولی تا یه مرد پشتش نباشه نمیذارن به گلیمش نزدیک بشه!
پاسخ:
واقعا احساس می کنم ما دخترها بیشترمون منتظر وابسته شدنیم ..
حامی مرد ...ته تهش انگار واقعا نیاز داریم به تکیه گاهی ..به کسی که قلبمان را گرم کنه ..
با صیغه مخالفم 
اما اشنایی قبل ازدواج حتی شده یه سال موافقم دوس دارم قبل ازدواج همدیگرو بشناسیم نه تو مراسمای خاستگاری که فقط میدونی طرف بهترین لباسشو پوشیده و جورابش سوراخ نیست
مسافرت خوبه نه دو نفره حالا اگه یه روز بود و یه راه یه ساعته که تو شهر خودت نباشی زیر نظر پدر و مادر خوبه
چون میتونی طرفو بشناسی وقتی پشت چراغ قرمز می مونه و اعصبانی میشه چیکار میکنه یا از گرما کلافه میشه خسته میشه و خیلی چیزای جزئی زندگی که به نظرم مهم تر از موقعیت شغلی و در امدشه
برای دوستات متاسفم اما باز خوبه که زندگیشون شکل نگرفته و همدیگرو شناختن این شکست بهتره تا دوسال بعد با یه بچه برگردن

پاسخ:
مسافرت دونفره ..قکر می کنم اکثر خانواده ها نپذیرند ...
واقعا موافقم رانندگی بخشی از شخصیت ادم ها را نشان می ده ...
خودم هم ناراحتم اما بهتر از اینه که بعدا برمی گشتند ...هرچند که حالشون بد است ..
سلام  ابان جان  خوبی؟؟

در رابطه با سوالت  باید بگم هیچ تضمینی برای هیچ چیزی نیست
شیش ماه اشنایی یه سال اشنایی یا حتی شیش سال اشنایی
میتونم بگم اشنایی خاصی وجود نداره فقط تو ی زمان داری تا تصمیم بگیری
ایا طرف مقابل شبیه چیزیه ک تو میخوای؟ یا انقدی شبیه خودش هست ک دوسش داشته باشی؟
ولی نهایتن این زندگیته و هیچ چیزی جز زمانی ک میگذره هیچ چیزیو ثابت نمیکنه. پس نگران نباش خودتو بسپار ب جریان زندگی و لذت ببر تنها کاریه ک میتونی انجام بدی

😉
البته اینا نظر منه. زندگی همون سیبست ک صد تا چرخ میخوره عزیزم.
موفق باشی
پاسخ:
سلام عزیزم
زمان بریا تصمیم گرفتن ..واقعا ...
ادم گاهی در نگاه اول فکر می کند دوست دارد ..ولی زمان خیلی چیزها را ثابت می کند...
لذت بردن ..استرس به نظرم می چسبد به یقه ادم //
مرسی از حرفات 
شناخت ادمی که قبل از جلسه خواستگاری نمی شناختی خیلی سخته . شش ماه اگه هر هفته یک نفر رو ببینی شاید بتونی به اندازه کافی بشناسی. حواست باشه که پارک و سینما رفتن اصلا معنی شناخت نمیده. این که همیشه در حال تفریح با هم باشید اصلا به شناخت نمیرسید. بهترین نوع شناخت شاید این بود که توی یک کاری شریک بودید یا با هم یک فعالیت گروهی انجام میدادید. اون موقع دیگه رفتار ها میتونست از حالت فرمال بیرون بیاد.ولی شش ماه رو جدی بگیر. این که سه جلسه توی سه ماه همدیگه رو ببینید که اخه معنی سه ماه نمیده.تو این سه ماه هرکسی که خواستگارت هم نباشه رو ممکنه شش بار ببینی. گول این اعداد رو نخور
صیغه هم متاسفانه اصرار خانواده های سنتی مذهبی است. اگه بری استفتا ها رو بخونی میبنی که حتی اجازه میداند که دختر حجاب برداره توی جلسه خواستگاری , چون پای ازدواج اومده وسط. اگه قرار باشه با خواستگارت صحبت کنی و بری و بیایی چه اشکالی داره؟ مگه چه گناهی رخ میده که باید حتما صیغه کرده باشند.
زیر بار صیغه مرو . لازم شد مخالفت جدی بکن
پاسخ:
موافقم که نباید گول اعداد را خورد ..کمیت هیچ چیز را اثبات نمی کند کیفت جلسات مهمه ...
صیغه کلا چیزی نیست که هیچ وقت بپذیرم ...هیچ وقت ..
اینکه اشنایی قبل از خواستگاری باشد ایده ال ترین و بهترین نوع است به نظرم..
ممنونم از حرفات :)
اعتقاد شخصیه من اینه که تا دختر و پسر زیر یک سقف نرن نمیتونن به شناخت درستی از همدیگه برسن..اما بنظرم این دوران نامزدی میتونه خیلی مفید و موثر باشه تا یه سری رفتارهای اجتماعی و اخلاق و عادت های شخصی رو در طرف مقابل دید..
البته مشکل اینجاست که ما هنوز درک درستی از این رابطه های اشنایی نداریم..یعنی تصور میکنیم در این 6 ماه باید عشقولانه درکنیم و خودمون رو ایده آل جلوه بدیم تا طرف مقابل از انتخابش مطمئن بشه. درحالیکه باید این ارتباط کاملا حساب شده و تحت نظر خونواده باشه و دختر پسر سعی در شناخت و درک درستی از هم داشته باشن و خودشون رو اونطور که هستن جلوه بدن نه اینکه کسی باشن تا مورد پسند واقع بشه..

با صیغه اصلا موافق نیستم..چون معتقدم بخشی از زیبایی دوران نامزدی و آشنایی همین حیا و خجالت دختر و پسر از همدیگر است. وقتی هم قصد ازدواج دارن انقدر شعور و بزرگی دارن که خودشون رو کنترل کنن و حتا با نگاهشون به گناه نیفتن.

پاسخ:
موافقم تا زیز سقف نروند هیچ چیز معلوم نمیشه .و..
موافقم زیبایی نامزدی همین حجب حیا دختر و پسر است ..:))
شیش ماه شناخت به قصد ازدواج؟یعنی بعد از خواستگاری شیش ماه بیای و بری با طرف و سعی کنی بشناسیش؟نمی گم مخالفم.ولی چیزی که هس توی این رفت و آمدا هر دو طرف سعی میکنن خودشونو بهتر از خود واقعیشون نشون بدن.جمع نمی بندم.ولی اکثرا همینن.از طرف دیگه ممکنه اصن بدون هیچ قصد تظاهری طرف بخواد بهتر به نظر برسه.پسری که سیگار می کشه و چون می دونه دختره خوشش نمیاد با خودش میگه میذارم کنار.شیش ماهم بگذره و آشنا هم بشن و تب و تاب که فروکش کرد دوباره روز از نو و روزی از نو.
من نمی پسندم این مدلی.
البته تئوری های سوال پرسیدن جالبی وجود داره.مثلا میگن معکوس از پسره بپرسین من مشکلی با مشروب خوردن ندارم.گاهی مثلا.شما نظرتون چیه؟طرف اگه اهلش نباشه حتما موضع می گیره.ولی اگه گفت وای تو چه خوب و روشنفکری و چه درکت بالاس معلومه اینکاره س!
پاسخ:
6 ماه از زمان خوستگاری ...من هم فکر می کردم باید از همین زمان شش ماه را حساب مرد...
ولی خوب راست میگی ...من همیشه می ترسم تب و تاب که فروکش کند همه چیز فراموش شود ...
معکوس پرسیدن ..اخه همیشه این ریسک وجود دارد که خود طرف مقابل فکر کنه تو واقعا مثلا موافق مشروب خوردن هستی ...در حالی که طرف اهل این چیزها نباشه ..
سلام ابان عزیزم من وهمسرم هردو مذهبی هستیم وخیلی سنتی اشناشدیم وازدواج کردیم مادرهمسراول منودیدن ودفعه بعد با پسرشون اومدن خواستگاری 4-5جلسه دیگه هم باهم صحبت کردیم دوسه بارش بیرون رفتیم باحضور مادرامون وهیچ کدوم برای هم فیلم بازی نکردیم انصافا اول ابان خواستگاری مون بود 18دی عقد اون شناختی ک باید حاصل میشد برای ما اتفاق افتاد ودیگه نیاز نبود ک بیشترمعطل کنیم وهردو باصیغه مخالف بودیم چون بنظرم بیشترین ضررش برای دختره ن پسر ازدواج ما عاقلانه بود والان عاشقانه است الحمدلله 
پاسخ:
به نظرم روند خیلی سریعی داشتید ولی خوب ابن جوری بهتر است کسی استرس نمیکشه ...
ان شاالله همیشه خوشبخت باشی :)
یادم رفت بگم تا زمان بله برون هیچ کدوم از فامیل ودوستان نمیدونستن ...ودرمورد طلاق هم ک ادمای امروزی ترمیم رابطه رو بلدنیستن میخوان تمومش کنن جداشن وراحت شن بهتر بگم راحت طلبن 
پاسخ:
ممنونم که نوشتی :)
وبلاگ جدیدم کامل پاک شده. حتی نمیتونم وارد پروفایلم بشم. میگه همچین چیزی نیست.
وبلاگ میخانم که حذف کرده بودم هست. یعنی چه بودنی. فقط میتونم وارد بشم ولی پستام هیچ کدوم نیستن.
دیگه حس و حال نوشتن نیست

پاسخ:
ساقی جان  بیا بیان ..
بلاگفا دیگه هیچی نداره ...
حس و حالش را پیدا کن ..دلم برات تنگ شده ...:)
پاییزت مبارک:)))
پاسخ:
پاییز تو هم خوش :)
۰۳ مهر ۹۴ ، ۰۹:۰۲ KORDEKIA (آبی)
آره ولی در پایان صحبتها می تونی توضیح بدی که من مثلا فلان سوال رو برای این پرسیدم که مطمئن بشم شما اهلش هستی یا نه!
یه واقعیتیه که سوالا رو یکی در میون مستقیم و معکوس بپرسی طرف هنگ می کنه و نمی تونه دروغ بگه.
ولی بازم با این وجود ازدواج یه ریسک بزرگه!شناخت کامل امکان نداره تا دو سه سال بعد از ازدواج به دست بیاد.

پاسخ:
ازدواج یه ریسک است ..همون هندوانه معروف که کسی واقعا از توش خبر نداره ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">