.

ای خدای پاک و بی انباز و یار
دستگیر و جرم ما را درگذار

سلام
مرا آبان صدا بزن..
مرز خیال ..رویا ..واقعیت ...مشخص نیست ..
گاهی تمرین نوشتن است ..فقط ..

پیوندهای روزانه
پیوندها

نیاز ....

سه شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۴ ب.ظ

 

به تقویم نگاه می کنم به جمعه ای که در راه است و می توانست برایم حال خوب باشد اما نشد ...نگذاشتند که دلم وصل شود ، که ارام شود ..

هیچ چیز دست من نیست..هیچ چیز..

خیلی چیزها را میشه از ادم ها گرفت  ..اجسام را ...مکان ها را ...ادم ها را ..

اما حس ها را نمی شود گرفت ...نمی شود ....

 پ ن :من برای این پست ها توضیح ندارم.گاهی ادم می نویسد که فقط نوشته باشد ،حالم،حال گریه نیست.من در انتظارم و در انتظار امید و ترس در هم امیخته ..

.سپرده ام خودم را به خودت... از اتش عبورم ده ..

نیازمندم : به صبر ..به دعا ..به عقل ...به داشتن ات ..به نگاه ات ..به یک اغوش امن ..به خیلی چیزها 

عکس : خودم

دلم می خواهد کامنت ها را ببندم اما باز است  .. به هرحال جوابی برای چراها ندارم ..

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۰۷
آبان

نظرات  (۲۸)

برات دعا می کنم آبان ..
پاسخ:
دعا معجزه می کند ...ممنونم 
۰۷ مهر ۹۴ ، ۲۰:۱۷ محمد StigMatiZed
بعضی حرفها را باید نوشت ... خوب خواند و حفظ کرد ...بعد مچاله شان کرد ... بعد هم قورت داد ... تا مبادا روزی به زبان بیایند
.
.
.
... مثل بغض هایی که هیچگاه نباید بترکند
پاسخ:
به نظرم بغض باید بترکد ...بعد گریه حال ادم خوب می شود ..گاهی ..
آبان عزیزم..
خوب باش...
دعا میکنم برای خوب بودن حالِ دلت...
پاسخ:
دعا معجزه می کنه ...
نگار ..ممنونم ..همیشه ..
آبان عزیزم..
خوب باش...
دعا میکنم برای خوب بودن حالِ دلت...
پاسخ:
دعا معجزه می کنه ...
نگار ..ممنونم ..همیشه ..
۰۷ مهر ۹۴ ، ۲۰:۲۲ مـــیـــمـــ ...
:)) بدون چون وچرا برایت دعا میکنم
هرکس نداند من میدانم قلبت مثل آیینه است

پاسخ:
کاشکی واقعا قلبم مثل ایینه بود ...
ممنونم رفیق ..
۰۷ مهر ۹۴ ، ۲۰:۳۲ مـــیـــمـــ ...
هست آبانم
راستی جوابتو دادم
پاسخ:
:)) نگاه تو خوب است ..
دعا می کنم آرام شوی...

پاسخ:
ممنونم :)
۰۷ مهر ۹۴ ، ۲۰:۳۷ دختر همساده
چه تضاد خاص قشنگی تو عکسته،
عزیز دلم خالصانه حال عالی داشتنت رو از خدا میخوام،
اگه همسایه ام هم شهری ام،هم کلاسی ام بودی... میومدم سفت سفت بغلت میکردم،
شاید این آغوش مورد نظر که تو پستت نوشتی نیست اما چند مورد از آغوشم گزارش آرامش دهندگی شده :) خودشیفته هم نیستم :)
پاسخ:
ممنونم زینب جان ..
تو حرفات هم همیشه  ارامش بخش است ..ممنونم :))
عکس ..تضاد من است ..و گناه نکرده دیگری ..
جمعه چه خبره مگه؟
من هم نیازمندی هاتو نیاز دارم خیلی 
صبر کنارش توکل خیلی سخت میگذره:(


پاسخ:
جمعه  قرار بود روز خاصی برایم باشد که نشد ...
نبات ..داشتن خدا ...
در انتظار......
امید امدن.....
ترس نیامدن......

داغونت میکند.... .
اما تو یاد بگیر خودت را به شادی مطلق وصل کنی و همیشه شاد باشی.

پ.ن: ارجاعت میدم به سخنان دکتر الهی قمشه ای ...

پاسخ:
خوردن غصه حرام است ...تمام این مدت ها دلم را وصل کردم به سخن دکتر الهی قمشه ای ...
ترس از دست دادن ...
عکس =٢٠
خودت را ب خوب کسی سبردی....
مولا یارت...
پاسخ:
ممنونم رفیق ..
خدا برای بنده اش کافی است ..
مولا یارت 
۰۷ مهر ۹۴ ، ۲۲:۴۱ سیده زهرا میم
دلت آروم و بی غصه آبان جان (:

+ هممون نیازمند دعا هستیم باشه  چشم

همه ی دعاهای خوبمون واسه تو (:
پاسخ:
ممنون سیده زهرا جان ..تو سیدی ..دعای تو ارامش است :))

۰۷ مهر ۹۴ ، ۲۳:۵۶ زهرا نیازی
آبان جان امیدوارم خیلی زود حالت خوب بشه :)
پاسخ:
ممنونم ام 
چقد حس خوبی داره اینجا...

براتون دعا میکنم آبان جان...از ته دل..
پاسخ:
اینجا پر از خستگی است ..
ممنون ام نرگس جان ..
شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد.......
پاسخ:
شاید که دل خون من تقدیر را عوض کنه ..
۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۳:۰۰ انانیمس ...
من دلم اون مجسمه ات را میخواهد شدییییید
از کجا خریدی شیطون؟


صبر تنها درمون خیلی از درداست و دردناکترین درمان هم ...
پاسخ:
سوغاتی است از طرف یک دوست ..قابلی نداره ..
دارم درد می کشم ..
شنیده ای تو که محمد غزنوی شب دی

نشاط کرد و شبش جمله در سمور گذشت؟!

یکی فقیر در آن شب لب تنور گرفت

لب تنور بر آن مستمند عور گذشت

علی الصباح بزد نعره ای که ای محمود

شبِ سمور گذشت و لب تنور گذشت...



میگذره آبان...
پاسخ:
گذشتن ..از دست دادن ...
من سوالی ندارم 
پاسخ:
ممنون 
سلامم را ب ساقی برسان... 
بکو اکه وب ساخت ادرسشو ب منم بده...

سلام بر تو...
پاسخ:
سلام 
ساقی جان تحویل بگیر...بهش گفتم وب بسازد ..من هم منتظرم ...

۰۹ مهر ۹۴ ، ۱۸:۵۲ دختر همساده
آخه من فدای دل تو بشم دختررررر :(((
پاسخ:
زینب :.)
کاش مثل فاطمه باشم
به پای امام بمیرم...
عید شما هم مبارک
من عیدی از خدا حال خوب تو رو می خوام
که با چشات بخندی نه با لبهات خنده یمصنوعی

پاسخ:
چقدر خوبی دختر ...:))
ان شاالله همیشه از ته دل بخندی ...
حرفات مثل یک لبخند بود ..
ابان عزیزم... خدا کند ارام و بی غم باشی...
یه تجربه رو بهت میکم...
بدون وقتی مسئله ای اذیتت میکنه رهاش کن. خودش در عرض مدتی خیلی خیلی کوتاهی حل میشه.  اینو امتحان کردم... 
وقتی غمکین میشم ب خودم میکم هفت سال غصه خوردی جیزی عایدت نشد... ارام باش و بکذر.
وقتی ب جیزی کسی بیش از حد فک میکنی اسیر میشه توی ذهنت. وقتی زیاد از حد مهم میشه برات اون جیز سخت میشه ب دست اوردنش. 
این حرف ب این معنی نیست که فک نکنی اصلا بهش. فقط کافیه همون خندههای الکی زیاد کنی. و وقتی موضوع ناراحتیت یادت میاد یه نفس عمیق بکشی و با لبخند بکی خدا بزرکه. یا وقتی کریه میکنی برا کریه ت وقت بذار توی اوج کریه لبثند بزن و ب اسمون نکاه کن. 
بعد دوباره ب روزمره ببرداز. این مسئله ای که ناراحتشی نمی دونم اتفاق افتاده!؟یا تو نکران اتفاق افتادنشی!؟در هر صورت فقط کافیه از بند رهاش کنی... 
این حرفایی که نوشتم کوش زد ب خودم بود. خودم زیادرعایت نمیکنم. ولی هر وقت رعایت کردم نتیجه ش هم دیدم. بطور قطع. 
دارم سعی میکنم روال شه برام. که هر جیزی رو جدی نگیرم.تا اون مسئله خودشو نگیره برام. 
شاد باشی. از دل برات دعا میکنم هرجه زودتر رو ب راه شی.
پاسخ:
امشب همان شبی بود که امید بسته بودم ...که دنیا خوب شود ..اما هیچ چیز اتفاق نیافتاد ..
یه چیزهایی اون قدر مهم است که نمیشه فراموشش کرد ..مثل دلیل این روزهای من ..
ممنونم بابت دعا ..:)
سلااااااااام
رو براه باش آبان جان...
فانتیک جان وبلاگم که پرید . فقط میخانه باز است اگر کامنت بگذاری میتونم بخونم. متاسفانه حس و حال وبلاگ نویسی پریده و وقت کافی هم نیست... ولی تموم تلاشمو میکنم برگردم و بنویسم...

پاسخ:
سلام 
رو به کدام راه ...ساقی ..
منتظرم ..
جه تلخ.... 
منم همان دختری ام که.....

پاسخ:
...
۱۰ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۱ دختر همساده
من اگه پسر بودم....
زیر پنجره ات آواز میخواندم...
برای بو کشیدن زلفت میجنگیدم :)
برای لمس ظرافت انگشتت میدویدم..
اگر پسر بودم دیوانه ات میشدم :)
پاسخ:
عاشق خوبی می شدی :))
مثل حالا که رفیق خوبی هستی :)
کاش زندگی شبیه حرفات بود ..
۱۲ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۹ دختر همساده
آخه من فدای تو بشم...

پاسخ:
زینب ..بانوی همیشه مهربان ..

داشتم رد می شدم خیلی اتفاقی برخوردم و جذبم کرد تصویر این پست...

تصمیم گرفتم کامنت بگذارم...البته با اجازه...

نمیدانم چرا مجسمه ی در تصویر مرا یاد سنگ زدن ب شیطان انداخت...

تضادی در تصویر ندیدم، مگر متنش..گناه نکرده و رانده شدن..؟؟!!!!

روزهایتان پر از آغوش خدا..

برای ماهم دعا کنید.

پاسخ:
چه خوب که برای من نوشتی ...
مجسمه رقص سماع است ..
گناه نکرده و رانده شدن را من می فهمم ...
ان شاالله که خدا حاجت شما را بدهد ..:)
اغوش خدا ..
۲۰ مهر ۹۴ ، ۲۱:۵۹ سالهای مرگ و پروانه شدن

در عشق دختر یا پسر بودن فرقی نداره!!

داستان بیژن و منیژه رو بخون.

پاسخ:
فرق می کنه ..به گمانم ...
نخواندم ام ..می خوانم ..در اینده ..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">