.

ای خدای پاک و بی انباز و یار
دستگیر و جرم ما را درگذار

سلام
مرا آبان صدا بزن..
مرز خیال ..رویا ..واقعیت ...مشخص نیست ..
گاهی تمرین نوشتن است ..فقط ..

پیوندها

ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ...

يكشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۵۱ ب.ظ

هیتلر ....موسلینی....استالین.....ناپلئون

همه احمق بودند !

کدام مرد عاقلی

بجای بافتن موی معشوقه اش

عمرش را صرف جنگ میکند ..

ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼﻱ ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ

 ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ

 ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛

 ﺍﻳﻨﺠﺎ:.... ﻫﻴﭻ ﻛﺲ.... ﻛﺘﺎﺏ......ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪ ...

 

شاعر این شعر خانوم ناهید افضلی هستند که گویا به اشتباه به نام شاملو هم در منابع اینترنتی مطرح شده است .


به گمانم تو یک فیلم بود که شنیدم که ادم ها موقع دلتنگی باید بروند تو کمد لباس هم .. باید، لباس هایم هم را در اغوش بکشند ..لباس های هم را بو کنند ...

من پیراهنی از یوسف ندارم ..من چیزی برای در اغوش کشیدن ندارم ...من دلم یک پیراهن از تو می خواهد

 هیچ عطری از تو برای من جا نمانده .....و این غم انگیز است ...دلم باران می خواهد ...

........

در مورد اوردالی چیزی شنیده اید ؟

 اوردالی یک نوع ازمایش الهی است ..یک جورایی قضاوت الهی ..

داستان سیاوش را یادتان هست ..مردی که از اتش عبور کرد ..زنده ماندن حضرت ابراهیم در  اتش ...

این روز ها من منتظرم که از اتش عبور کنم ...خدایا خودت عبورم ده ..من قضاوت امر را به تو واگذار کردم ..خدایا .

سوگند در حقوق امروز یک جورایی اوردالی است ..باید یک روز برایتان مفصل بنویسم که اوردالی چیست ..یک روز که غمگین نبودم ..

پ ن ..آنالی برایم نوشت تو کتاب کافه پیانو در مورد کمد و دلتنگی نوشته ...ممنون ...

موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۱۲
آبان

نظرات  (۳۰)

۱۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۵۵ محمد StigMatiZed
امان از اون وقتی که، دل آدم بگیره، و دیگه ول نکنه
پاسخ:
امان ..
۱۲ مهر ۹۴ ، ۲۲:۵۹ آقای استامینوفن
منم تنها یادگاری مونده ازشو دارم
ماشین پیغامگیری که دو ساله مداااام یک جمله رو تکرار میکنه
لطفن بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید!
پاسخ:
صدای ادم ها جا می ماند ..
عکس های ادم ها هم جا می ماند ..اما من دلم یک پیراهن می خواهد که امید دهد ..
۱۲ مهر ۹۴ ، ۲۳:۰۳ فاطیما کیان
به خدا خودت رو بسپار آبان , خدای ابراهیم خدای تو هم هست
پاسخ:
که خدا رحیم است فاطمه ..که رحمان و حکیم است ..
ممنونم از حرفت ..یه عالم ارامش داشت ..
کاش یه کمد پر از لباسای قدیمیش داشتم ,که هروقت دلتنگ میشدم لباساشو بغل میکردم ..
پاسخ:
کاش ...یه پیراهن هم کافی است ..
هعییی 
پاسخ:
...
عطرها.خاطرات...لعنت به هردوشان...

غمگین نباش آبان عزیزم...
پاسخ:
نگار ..نمی تونم بگم لعنت ..خاطره ها درد دارند اما انگار ادمی این درد کشیدن را دوست داره ..
۱۲ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۳ دختر همساده
عزیز دل من....
بو کشیدن پیراهن کسی که دلتنگ او هستی... از وصف ناشدنی ترین لذت های غمگنانه است:(
پاسخ:
تجربه اش نداشته ام ..زینب ..لذت غمگین ..
درباره اوردالیچیزی نشنیدم. نمیدونم چیه. فلذا معنای سوگند در حقوق یک جورایی اوردالیهست رو هم نمی دونم. با تشکر د:
پاسخ:
سوگند یعنی شاهد گرفتن خدا ..یک جورایی واگذاری قضاوت به خدا ..
ممار  یادمه  که یه بار پست حقوقی نوشتی..این یکی را هم فعلا خودت یه سرچی بکن ..تا بعد ..با تشکر :)
رفتن تو کمد لباس هم...
من اینو تو کافه پیانو خونده بودم و برام جالب بود واسه همین یادم افتاد :)
پاسخ:
نمی دونم چرا حس کردم یه فیلم بوده ..
یکی دوسال پیش کافه پیانو را خوندم ..باید دوباره بخونمش انالی ...
واقعیتش منم اول شک کردم رفتم شانسی پیدا کردم...صفحه 181 :)))
پاسخ:
ممنونم ...خیلی ...
این روزا منم شاملو زیاد میخونم
ابان ...ابان....ابان...ابان....ابان....ابان....ابان....
من تو اتیش سوختم.
بزار دستاتو بگیره عبور میکنی مطمئن باش
پاسخ:
نبات ...
بعد این سوختن ققنوسی سر بیرون خواهد اورد ...ققنوس از اتش خودش جان می گیره ...
دستم را سپردم به خودش ..
هیج جیز خود یوسف نمیشوند... 
نکاهش.........

+سلام
پاسخ:
خود یوسف ....خود خودش ..
وقتی دلم میگیره کافه پیانو رو برمی دارم....برگه میزنم....زیر جمله ها و کلماتی که خط کشیدم میخونم....حاشیه نویسی هامو میخونم....نقدامو میخوووونم.... وسطش کلی میخندم....به آخرش که رسیدم گریه...
دلتنگی چیزی نیست که بر طاقچه عادت از یاد ما برود...
پاسخ:
کتابی که توش خط کشیده شده باشه یعنی با جان دل خوانده شده ...
دلتنگی ...
در آغوش کشیدن لباس، خیلى غم انگیزه :-( 
در مورد اوردالى هم نمیدونستم، فقط کلمه ش آشنا بود! در همین حد.
ایشالا حال خوب...:-) 
پاسخ:
یک بار لباس یکی را در اغوش کشیدم و گریستم ..انگاری تو لباسش ارامش را جا گذاشته بود ..
ممنونم :)
پس دعا می کنم زودتر شاد بشی. خیلی شاد
پاسخ:
خیلی ممنون ایبک عزیز ..
اگه تسلیم شرایط نشد
اگه برای با تو بودن تمام راهها رو رفت
اگه برای بدست اوردنت جنگید
ارزش دلتنگیتو داره!
اگه غیر این عمل کرد حیف از دلی که تنگ بشه 
حیف از دلی که حسرت داشتن پیراهنش رو بکشه
حیف از احساس و وقتی که خرجش بشه.......................
پاسخ:
احسانه ...
دارم فکر می کنم جنگیدن یه چیز دو طرفه است ..تمام راه ها را رفتن ..نمی دونم ...
همیشه فکر کردم عشق یعنی گذشتن از خود ادم ..
۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۲:۲۷ عرفـــــ ـــان
اوردالی !
جالب بود تا حالا نشنیده بودم :)
پاسخ:
:)
ممنون که خوندی ..
۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۸ رها مشق سکوت
من وقتی دلتنگ میشم، عطرش رو میزنم تو خونه، به اتاق، به خودم، به لباس ها 
پاسخ:
چقدر خوشبختی که عطرش را داری :)
۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۴ مـــیـــمـــ ...
خدا گاهی تو قضاوتاش شورِ صبر کردنو درمیاره
پاسخ:
باید یاد بگیرم که صبور باشم ..
شعر اولش دیوانه بود . کپی کردم.
پاسخ:
دیوانه :)
مطمئن باش خدا بهترین قضاوت رو میکنه...

خودتو بسپر به خدا...

دلت آروم باشه آبان جان..
پاسخ:
سپرده ام به خدا ...خدا ...
ممنونم نرگس جان 
۱۵ مهر ۹۴ ، ۱۰:۱۶ سیده زهرا میم
توی کتاب کافه پیانو بود و چقدر هم ایده ش جالب بود من که کلی ذوقش رو کردم .  غم نداشته باش آبانی ، بخند ...دنیا با خنده های تو قشنگتره ها (:
پاسخ:
نشسته ام به دوباره خواندنش ....
:))
:)))))))))))
من امروز هر جا میرم این شعر شاملو رو میبینم
پاسخ:
:))
دلتنگی واژه ی غریبی ست...
پاسخ:
خیلی ...غریب اشنا ..
۱۶ مهر ۹۴ ، ۱۰:۱۳ بانوى کوچک
سلاااام عزیزم چقدخوب مینویسى ،من ازامتحانهاى الهى خیلى میترسم....
پاسخ:
سلام عزیزم 
ممنون 
خدا مهربان است ..خیلی ..
۱۸ مهر ۹۴ ، ۱۲:۵۳ KORDEKIA (آبی)
دقیقا منم یاد کافه پیانو افتادم و اعضای خانواده ای که وقتی دلشون تنگ می شد برای هم می نشستن توی کمد اون کسی که دلتنگشن و بو می کشیدن.
عطر لازم نیست.حتا پیرهنی از یوسف
برای من یکی همون دستخط و امضایی که ازش دارم اندازه ی یه دنیا خاطره توشه.
پاسخ:
یک دنیا خاطره ..
سلام
در کوچه پس کوچه های نت گشتم تا پیدات کردم
چقدر عوض شدی حتی وب حتی نوشتن حتی طرز نوشتن
پاسخ:
سلام 
زمان ...خیلی گذشته ..
۲۰ مهر ۹۴ ، ۲۱:۵۶ سالهای مرگ و پروانه شدن

امان از این خاطره ها.

پاسخ:
امان ..
۰۴ آبان ۹۴ ، ۰۸:۴۷ آبان ترجمان
واااای : اینجا هر کس کتاب نمیخواند ...عجب پایان خفنی ‌. چقد عمیق چقد زیر پوستی چقد عالی
پاسخ:
خیلی خفن :))

ببخشید این شعر به نام من هست ودر کتابم ثبت شده اگر خیلی زود تغییر ندید به پلیس فتا شکایت میکنم

بیا در لابِلای ورقه های این کتاب
همدیگر را ببوسیم
نگرانِ آبرو هم نباش
اینجا
هیچ کس
کتاب
نمی خواند !

#ناهیدافضلی

پاسخ:
تو سرچ اینترنتی این شعر هم به نام شما ثبت شده هم به نام شاملو ..
واسه من که سود و ضرری نداره مال هرشاعری باشه ..فقط میشد محترمانه تر حرف زد ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">