.

ای خدای پاک و بی انباز و یار
دستگیر و جرم ما را درگذار

سلام
مرا آبان صدا بزن..
مرز خیال ..رویا ..واقعیت ...مشخص نیست ..
گاهی تمرین نوشتن است ..فقط ..

پیوندها
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ شهریور ۹۹ ، ۰۶:۰۸
آبان

امسال اون عرفه ای نبود که ببن گلستان شهدا و دانشگاه دلم دو دو بزنه و اخر دست برم دانشگاه بشینم رو چمن های دم مسجد گریه کنم .اون عرفه ای نبود که تو ترافیک گلستان شهدا گیر کنم . اون عرفه ای نبود که از خدا چیزی بخواهم ...هیج جا هیچ خبری نبود ...رفتم خانه مادربزرگی که نبود ...و هیچ چیز از دعا عرفه نصیبم نشد ...از سال ۹۴ به بعد عرفه ها فقط گریه کرده بودم .سال ۹۵ تو حرم امام رضا التماس خدا کردم ..حالا احساس می کنم هیچ چیز نمانده برای خواستن ..وقتی دستم خالی برگردونی ..وقتی گدایی شدم که از در خونه راندی ...من هیچ جا نداشتم جز بغل تو ..من هنوزم پشت درم .بغل ام کن خدایا دل های شکسته ..خدایا از دگ گردن نزدیک تر ..دلم گرفته ...

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۹ ، ۲۱:۰۱
آبان

زوجه گفت قسم می خورم . 

من وکیل زوج بودم با ۵ صفحه لایحه فقهی و حقوقی دعوا را برده بودم . اما موکل ام تحت تاثیر جو احساسی جلسه گفت قسم بخوره قبول دارم ...به موکل گفتم اشتباه می کنی ..قاضی چند بار به خانم گفت این حرف دروغ است قسم دروغ نخور ولی زوجه دستش را گذاشت روی قران و قسم دروغ را خورد ...

وکیل مقابل همراه دو تا کاراموزش پوز خند زدند ..بهش گفتم برد با دروغ ارزش نداره ...مال حرام ارزش نداره ...از دست موکل ام عصبانی بودم.. گفتم شما وکیل نیاز نداشتی تمام زحمات من را هدر دادی ...

پیش از جلسه  زوج را اگاه کرده بودم . حصور زوج بنا بر دستور جلسه اجباری بود. 

واقعا نمی فهمم چرا یه زن بعد ۲۲ سال زندگی خیانت کند (در معنای عام ) و به قران قسم دروع بخورد به خاطر پول ! 

ادم ها عجیب شدند ...

۱۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۹ ، ۱۰:۵۷
آبان