.

ای خدای پاک و بی انباز و یار
دستگیر و جرم ما را درگذار

سلام
مرا آبان صدا بزن..
مرز خیال ..رویا ..واقعیت ...مشخص نیست ..
گاهی تمرین نوشتن است ..فقط ..

پیوندها
سال گذشته ، چون میم ازمون ارشد داشت مراقب نیاستادم . یکی از شروط ازدواج من این بود که میم باید ارشد بخواند.درست شب بعد از عقدمان .میم و مادرش را کنکور ارشد ثبت نام کردم.سال گذشته همچین شبی چقدر ناز میم را کشیدم که فردا برود کنکور بدهد ..
صبح پیام دادم که ازمونش را خوب بدهد و نشستم به صلوات شمردن .نزدیکی هایی ظهر بود که زنگ زد.نرفته بود ازمون بدهد.گفت حالم خوب نبود ازمون ندادم .مریض نبود .می دونست دولتی قبول نمیشه ..منم می دونستم اما من نشسته بودم تا ظهر برای ادمی که ازمون نداده بود دعا کرده بودم .
اعتراف می کنم دلم تنگ شده ..
 امروز به دوستم گفتم من هنوز ته دلم  میم را دوست دارم ...و خیلی خرم ..خودم می دانم ..دوستش دارم و نمی خواهمش ..می فهمید !
منطقی که فکر می کنم هیچ وقت نمی تونستم اجازه بدهم میم پدر فرزندم باشد ..مردی که رفته.. می رود ...همیشه می رود ..راه رفتن و نماندن را بلد است .اما من تنها مرد زندگی ام میم بود .شاید اگر تجربه دوستی با کسی را داشتم یاد گرفته بودم که رفتن انقدر ها هم وحشتناک نیست .ادم زنده می ماند..میم کاری کرد که خیلی از باورها و اعتقاداتم را از دست بدهم.
ما مرزهایمان از هم خیلی دور بود ..خیلی دور خیلی نزدیک ...کلمات یکسان بود ..اما معانی دور بود ..
اعتراف می کنم یکی از دلایلی که دلم نمی خواهد مهریه ام راببخشم ترسی است که  ته ذهنم هست .ترس اینکه بعد از من به ماه نشده خبر بیارند ازدواج کرده .با همان دختری که ، سفر شمال را ترتیب داد .. من اسمش را گذاشتم خیانت ..او اسمش را گذاشت سفر خانوادگی ..معانی از هم دور بود ..خیلی دور ..
من کسی را می خواستم که انحصاری مال خودم باشد . عیر قابل انتقال به غیر ..بماند و نرود ..یک عقد لازم ..من ادم جنگ نبودم 
میم عاشق هیچ دختری نیست برایش فرق نداره .من یا کسی دیگر.میم تنها عاشق مادرش هست 
و من هیچ وقت این زن را نمی بخشم ..هیچ وقت ..

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۰۰
آبان

یه حرفایی هست که جگر ادم اتیش می سوزنه ..

مثل وقتی که میگه بلد نبودی نگه اش داری ..حتما یه کاری کردی ...

د نامردها ..بی معرفت ها ..من دوستش داشتم ...بحث لیاقته ...نداشت ...

اره من کم اوردم...خدایا تا کی سکوت می کنی ..

۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۰۰
آبان
گاهی 
گذر زمان 
به خاطرمان خواهد اورد 
که حتی 
رنج کشیدنمان هم زیبا بود 
بهار ذوالفقاری 


 االان ابلاغ الکترونیکی ام اومد و دادخواست تمکین اش رد شد .به خاطر حق حبس من ..خدایا شکرت 

دلم می خواهد تلاش کنم ..قوی بمانم ..صبور شم و خدا خودش گره را باز کند ..خوشحالم که شنبه قوی بودم و جلوی وکیلش گریه نکردم ..خوشحالم که بغضم تو ماشین ترکید ..نه توی دادگاه ...
دوتا وکیل  روی پرونده تمبر باطل کردند ...

خبر بعدی اینکه پنج شنبه و جمعه مراقب ازمون ارشدم کسی تقلب نمی خواهد ؟:))
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۳:۴۲
آبان