.

ای خدای پاک و بی انباز و یار
دستگیر و جرم ما را درگذار

سلام
مرا آبان صدا بزن..
مرز خیال ..رویا ..واقعیت ...مشخص نیست ..
گاهی تمرین نوشتن است ..فقط ..

پیوندهای روزانه
پیوندها

در از جایی زندگی هستم که نمی دونم چی درست و چی غلط است.

زمانی که برای خانم ب وضعیت حقوقی اش را طی یک سال اینده تشریح می کردم فکر کردم من پایان دویدن تو دادگاه را می دونم.اما اینکه تصمیم درستی هست یا نه را نمی دونم ..

ادم می تونه برای دیگران نسخه حقوقی بپیچد اما نمی تونه تصمیم بگیره هر جنگیدنی ارزش داره با نه !

باجنگیدن غرور ادم  برمی گردد یا با رها کردن ارامش برمی گردد ...

به شخصیت ادما برمی گردد یا یک امر مطلق است که ما سعی می کنیم نسبی نشونش بدیم؟

..................................

فارغ از تمام حرف ها مسئله ای هست که به هیچ کس نگفتم. اون مسئله به من مربوط می شد ولی نمی دونم اعلام نکردن تصمیم ام کار درستی هست یانه !دلم می خواهد باکسی حرف بزنم و قضاوت نشم اما عملا این امر غیر ممکن است احساس می کنم حتی نظر مشاورم  هم منفی است .قسمت عقلانی عقل ام می گه خیلی احمق هستی اما قلبم دلش می خواهد که به خریت خودش ادامه بده . ایا من تو تله ایثار گیر کردم . !

..................

با میم رفتیم کله پاچه خوردیم . بعد با اسنپ به روستایی در حومه شهر رفتیم . برای مراسم هفتم برادر استاد..دکتر اجازه نداد خودمون برگردیم .مراسم را رها کرد و ما را تا شهر برگرداند.هنگام صحبت دکتر فکر کردم چقدر نیاز داشتم همراهم باشی .

.........

از اول ربیع به هفده ربیع فکر می کنم .با تمام وجودم دلم میخواهد اون روز حداقل تکلیف ام با خودم معلوم باشه . هفده ربیع می تونست برام تاریخ مقدسی باشد اما حالا فقط یه روز است که می ترسم از امدنش . 

....

تعریف کلمات داره برام تغییر می کند.از تغییر سریع ادم ها وحشت کردم .به فرشته گفتم، خ را انفالو کردم دیگه تحمل این حجم از تغییر را نداشتم دلم می خواست تصورم نسبت به خ همانی که بود بماند . فرشته نگاهم کرد و گفت قول بده من را انفالو نکنی.گفتم نمی دونم .

تشخیص ابنکه چه راهی به خدا نزدیک است سخت شده است .

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۷ ، ۲۳:۱۱
آبان
امروز به طور اتفاقی عکس شهید بابک نوری را دیدم ..بعدم هم زندگی اش را خوندم ویک دفعه اشکام چکید ...
من و این شهید دقیقا یه تاریخ تولد داریم و همسن ایم ...فکر کردم چقدر ادم باید رها باشه ...
چقدر ادم باید خوشبخت باشه که این جوری از این دنیا مزخرف بره ....



من تا حالا ندیدم خانمی شهید شده باشه تو این سال ها ...دلم می خواست این جوری برم ..

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۷ ، ۲۲:۵۱
آبان
اننی وجدتک لاضیعک و اجببتک لافقدک
یافتمت تا از دستت دهم 
و عاشقت شدم تا دلتنگت شوم ...
غادة السمان

تو داروخونه ایستاده بودم که قطره چشم  بخرم ..پشت سرم یه مرد جوان، دفترچه اش را داد و پرسید این دارو چقدر می شه ...مسئول داروخونه گفت حدود 200 ..مرد  گفت میشه جای پول چیزی گرو بذارم و اشاره کرد به حلقه اش ...
 ..نه ..فقط پول نقد ....
مرد رفت ..و من تمام این چند روز اعصابم خراب بود ...نمی دونم می شد پول بهش بدهم یا نه ..اصلا قبول می کرد یا نه ...یا بهش بر می خورد ..
چی شد که این قدر اوضاع خراب شده ...
 می خواستم کرم دور چشم بخرم ...چند ماه پیش قیمت کرده بودم ..30 تومان ..تو داروخونه گفت 47 تومان ...تعحب کردم ..چند تا داروخونه پایین تر ..به قیمت قبل خریدم 26 تومان ...! ! 
همون کرم بود و داروخونه معتبر، فقط تاریخ تولید فرق داشت و تا اواخر 98 انقضا ! 


دلم نمی خواهد زبان بخونم ولی مجبورم ..وحتی نمی دونم از کجا باید شروع کنم ...فکر کنم بیش تر از 4 سال باشه که زبان نخوندم ..
خب هرکی از یه چیزی خوشش نمی اد ..منم از زبان :(

ایا می دونید من به خودم قول داده بودم برم باشگاه ولی هنوز نرفتم :( 

دلم سریال خوب خارجی می خواهد ولی  چیزی فعلا پیدا نمی کنم فکر کنم دوباره فرندز ببینم...به نظرم اگه فرندز ندید واقعا یه عالمه خنده را از دست دادید ...یه عالم حال خوب  را ...

اوصیکم به مرد جماعت : لطفا گل بخرید ..زن ها در هر سنی عاشق گل اند ...

سایت خوب دانلود فیلم خارجی معرفی کنید ...:) 


۳۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۴:۵۸
آبان